تبليغاتX
پرنیان
از دانشگاه دیر آمدم خانه مجبور شدم تاکسی دربست بگیرم اولشم طی کردم من سیگار‌ می کشم ضبط هم باید داشته باشه!

خلاصه جاتون خالی تا خانه یک نوحه با ریتم یکی از آهنگ های شادمهر عقیلی گوش دادم و کلی خندیدم! اما اندکی که فکر کردم دیدم ای بابا این ها زرنگ تر از این حرف ها هستند ببین چطور با این کار ها مذهب را بازتولید م یکنند.

این عزاداری های محرم چند تا نکته ی جالب داشت:

۱- انسان ها نیاز دارند گاهی اوقات فعالیت جمعی بکنند چون در ایران ان جی او و سندیکا ((اسمش را نبر خطرناکه))!!و حزب و کار سیاسی و یا چیز هایی از این قبیل نیست بساط هیئت ها رونق دارد.

۲- دختر ها در ایران همیشه محرومند از این که در ساعات آخر شب بیرون بمانند جز ایام محرم!

۳- گاهی آدم دوست دارد در وسط خیابان قدرت نمایی کند! چه کاری بهتر از این که برود زیر علم!

۴- چرا ما فقط باید صدای قشنگ مان را در زیر دوش آب حمام گوش کنیم؟ چرا نباید به بهانه امام حسین بقیه هم از این صدا لذت نبرند؟ پس نوحه خوانی هم مد می شود!

۵- چه جایی بهتر از حاشیه دسته ها ی عزاداری برای دادن شماره تلفن!

۶- ما که تتنها بودیم (( خانواده مسافرت رفته بود)) کلی غذا نذری خوردیم اگر محرم نبود باید با املت و پیتزا سفارشی تحویل درب منزل سر می کردیم!

۷- عزاداری هم طبقاتی است من که عزاداری پایین شهر را بیشتر خوشم آمد!

اما خارج از شوخی واقعا جالب است که روش های بازتولید مذهب چقدر فراوان است و ما غافل تنها به بحث های تئوریک چسبیده ایم!

خلاصه این آهنگ با ریتم شادمهری جالب بود نه تنها آدم را غمگین نمی کرد بلکه من را  کلی خنداند ایراد یا از آهنگ بود یا از من! مورد دوم شاید درست تر باشد!

پ . ن: تصمیم گرفته ام و به خودم قول داده ام که  هر روز این وبلاگ را آپ کنم با روشی متفاوت البته خودمونی تر بنویسم! هر روز یک لینکم می دم برای امروزم بروید از دانمارکی ها و آزادی بیان حمایت کنید اینم لینکش! البته من خودم دوست ندارم به یک فرد توهین بشه اما به نظرم کاریکاتور کشیدن امر معمولی است و به محمد توهینی نشده است! اگر این گونه بود هر روز باید برای کاریکاتور های پاپ چه گوارا بوش مارکس لنین شیراک تاچر ومسیح بودا دالایی لاما و... کلی تظاهرات به پا می شد!

اینم لوگوی برنامه!

 

+ نوشته شده توسط مزدک در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 و ساعت |
گشتی در وبلاگ ها می زدم! اینم نتیجه اش!

>> ما شکست خوردیم / نسل فردا

>>میان دو توحش ؟ شراره ها

>> برای شروع یک سوال / انترناسیونال است نجات انسان ها

راستی به نظر شما انرژی هسته ای حق مسلم ماست؟

به نظر من که یک زندگی آرام که  با اندکی شادی و عشق همراه باشد کار کوچک خلاقانه و تفریحی با دوستی عزیز و یک غذا خوش مزه و گوش دادن به موزیک کوه نوردی و کتاب خواندن و این امور کوچک و به ظاهر کم اهمیت حق مسلم من به عنوان یک انسان است ! نه امور خیلی مهم و بزرگی مثل انرژی هسته ای! شما چی فکر می کنید؟

 

+ نوشته شده توسط مزدک در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت |
من هم مخالف این امر هستم که اعتقادات یک عده مورد تمسخر قرار بگیرد و یا به فردی که مرد احترام یک عده است توهین شود .

این را در ابتدا گفتم اما در عین حال هر فردی را آزاد می دانم که بنویسد و سخن بگوید و یا نقاشی بکشد و فیسلم بسازد و یا کاریکاتور بکشد.

در مورد کاریکاتور ها هم به نظر خودم چندان دارای بار ارزشی و فنی و محتوایی نبودند حتی به نظرم این کاریکاتور ها به نفع اسلام گرایان تندرو بود تا به نفع کسانی کهع به این دین نقد بنیادین وارد می دانند!

اما یک نکته اینجا است. دانملارکی ها کاریکاتور کشیده اند خب مسلمانان هم می توانند با کاریکاتور و یا نوشتن و یا حتی با یک اعتراض آرام جواب آنان را بدهند.

اما نکته عذاب آور این است که این داشتان نشان داد که لنسان ها امکان دارد میان دو توحش گیر کنند سرمایه داری سود طلب و دین مداری بنیادگرا !

اولی برای فروش بیشتر کالایش در اینجا روزنامه ها دعوا راه بیاندازد و دومی برای بازی های سیاسی خود همه جا را به آتش بکشد !؟!؟!

به نظرم ما به جای ان که خودمان را در این دو بخش و دو گرو تقسیم کنیم باید راه سوم و انسانی تری را برگزینیم!

راستی تا به حال چقدر کاریکاتور در باره ی پاپ مارکس و چه گوارا و لنیسن و گاندی و.... هزاران فرد دیگر کشیده شده است آیا این همه سروصدا به پا شده ؟ من که یام نمی آید شما چطور؟

+ نوشته شده توسط مزدک در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 و ساعت |
من هم یک سندیکایی هستم ! من هم یک کارگر هستم! اکنون رفقای ما در زندانند ما باید هر کاری که می توانیم برای آزادی آنان انجام دهیم من در اینجا از کمترین امکاناتم برای آزادی آنان استفاده می کنم. اکنون که تمامی رسانه های دولتی و رسمی سکوت کرده اند ما وبلاگ ها باید جای خالی را پر کنیم برای همین از این به بعد تا آزادی تمام بازداشت شدگان تنها برای سندیکا و کارگران می نویسم و از تمام وبلاگ نویسان هم تقاضا دارم این کار را بکنند.

بیایید از حرکت وبلاگ سندیکا حمایت کنیم و روز جمعه به نام سندیکا آپ کنیم!

به این حرکت نمادین کمک کنید

+ نوشته شده توسط مزدک در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 و ساعت |
سلام

۱- منصور اسالنو و دیگر بازداشت شدگان باید سریعا آزاد شوند

۲- حقوق اولیه کارگران از جمله حق اعتصاب و حق داشتن سندیکا و حقوق مکفی باید به آنان داده شود.

۳- دیگر اقشار مردم از جمله دانشجویان و جوانان و زنان و افراد طبقه ی متوسط نیز باید فعالانه از این حرکت کارگران حمایت کنند

۴- ما وبلاگ نویسان هم باید هر گونه که می توانیم از این حرکت حمایت کنیم بدین منضور من هم وبلاگم را به این امر اختصاص می دهم

۵- شما هم این کار را بکنید برای کسب اطلاع بیشتر به وبلاگ سندیکا بروید و به وبلاگ سندیکا هم لینک بدهید.

+ نوشته شده توسط مزدک در جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت |