گنجي و ديگران
مزدک نصيري
Mazdak_n17@yahoo.com
مسئله ي اعتصاب غذاي گنجي را ديگر نمي توان تنها در قالب يک مسئله ي فردي نگريست. بلکه اکنون مسئله ي او تبديل به امري گذشته براي مشخص شدن مرزبندي هاي جديد و نوين بين نيرو هاي فعال در عرصه ي سياسي جامعه .
مي توان گفت که گنجي تنها براي آزادي فرد خويش دست به اعتصاب غذا نزده است بلکه او اين بار به صورت عملي راه نويني را براي رسيدن به خواست هاي دموکراتيک و به حق در جامعه ابدا کرده است . با اين عمل خود نشان داده که نه با چانه زني در هرم قدرت و نه با حضور در بخشي از قدرت مي توان به حقوق خود رسيد. بلکه بايد در برابر حاکمان اصلاح ناپذير کنوني تنها راه مقاومت را برگزيد.به عبارتي گنجي با ديگر از نو انديشان ديني گذار کرده البته اين بار به صورت عملي و پراتيک. عبور از نو انديشان ديني را با مانيفست انجام داد و اين بار با اين عمل خود راه خويش را از دوم خردادي هاي که هنوز به دروغ بر طبل اصلاح از درون مي کوبند جدا کرده است. و به جرگه ي تحول خواهان واقعي پيوسته است. در اين ميانه موضع گيري هاي گوناگوني در قبال گنجي صورت گرفته است که در اينده ي تغيير و تحولات جامعه ي ما قابل تامل است.
جناح راست اقتدار گرا: اينان مواضعشان از ابتداي امر معلوم و مشخص بود چون اينان خود يک طرف دعوا هستند و انتظاري جز عملکرد مرتضوي و نوشتار هاي کيهان از اينان نمي رفت. تنها اميد آنان اين است که با گذز زمان و لوس شدن داستان بتوانند کم هزينه تر قضيه را فيصله دهند.
دوم خردادي ها: نمي توان بر اينان با اين عملکرد چند وقت اخيرشان لفظ اصلاح طلب گذارد پس با عنوان دوم خردادي از آنان نام مي بريم که بارزترين شان جبهه ي مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب و بخش کوچکي از نيرو هاي موسوم به ملي مذهبي هستند. گنجي با اينان از زماني که مانيفست را نگاشت مرزبندي کرده بود و اينان هم با سکوت و بايکوت گنجي او را از خود رانده بودند و در زمان انتخابات هم به خاطر درگير بودن در بازي مغلوبه ي قدرت سياسي در انتخابات اصلا به گنجي نپرداختند . ناگه با بالا گرفتن قضيه براي اينکه از قافله عقب نيافتند. ناگهان دايه مهربان تر از مادر شدند و نوحه سرايي هاي در باب خطر جسمي که گنجي را تهديد مي کند پرداختند و با نوشتن نامه و فشار به گنجي سعي در تمام کردن غائله داشتند . اما دريغ از اندک شجاعتي که از طرف مقابل بخواهند که به خواسته ي به حق گنجي گوش دهد . اينان هراسشان از اين بود که گنجي نماد گذار از انديشه ها و عملکرد شکست خورده ي آنان شود و بازار از سکه افتاده شان را بي رونق تر کند . پس داستان را امر شخصي نشان دادند.ترس اصلي اين افراد قابل درک است چون به درستي مي دانند در آينده ي جامعه که تغييرات و دگرگوني هاي بنيادين در سيستم کنوني به وجود بيايد اينان جايگاهي نخواهند داشت.. تنها نکته ي مثبت در اين ميانه اين امر مي باشد که چهره ي واقعي اين مناديان حقوق بشر و دموکراسي از پس نقاب شعار هاي انتخاباتی اشان بیرون امد.
اپوزيسيون تندرو: از سلطنت طلبان گرفته تا مجاهدين و کمونيست کارگري که هنوز گنجي را بخشي از حاکميت مي دانند و تمام اين قضايا را بازي خود حاکمان! در مورد 2 گروه اول که حرفي نيست . اما اين دوستان به اصطلاح کمونيست و چپ که هنوز در توهم کودتاي اکتبر 1917 گير کرده اند و از مارکسيسم تنها جزوات لنين و جديدا فکر کنم تنها به مقالات منصور حکمت اکتفا مي کنند را خوانده اند. اين امر لازم به تذکر است که اينان هنوز تنها خود را نيروي رهايي بخش مردم مي دانند و هر نيروي ديگري را مزدور و... افسوس از اينکه اين حرف ها را با تکيه زدن و به اسم نظرات انسان دوستانه ي سو سياليستي مي زنند و تنها راه پيشرفت يک نيروي سوسياليست و چپ دموکراتيک را دشوارتر مي سازند.
اپوزيسيون سکولار و جمهوري خواه: اينان طيف هاي گوناگوني را شامل مي شوند از ليبرال هاي گرفته تا سوسياليست ها از دانشجويان داخل کشور گرفته تا اپوزيسيون خارج از کشور که تماما اکنون در حمايت از گنجي براي رسيدن به تغيير دموکراتيک و بنيانين در جامعه به اجماع رسيده اند. و گنجي را به عنوان نماد مبارزه و مقاومت در برابر حاکمان و سيستم کنوني مي دانند و حمايت از او را وظيفه ي خويش مي دانند.
من به شخصه با نقدي اصولي به گنجي او را همراهي مي کنم . نقدي به اين معنا که پروژه ي جمهوري خواهي او را امري درست و مناسب و اما ناتمام مي دانم . گنجي نماد ليبراليسم واقعي در جامعه ما است که هميشه جاي خالي اش را حس مي کرده ايم . گنجي نه به عنوان يک فرد بلکه به عنوان يک انديشه و گفتمان ليبرال سکولار واقعي نمادي از بخشي از واقعيت هاي جامعه ي ماست که بايد اکنون با آن همراهي کرد و سپس آن را تکميل کرد. ما بايد گنجي را نقد کنيم نه نفي نقدي در جهت همراهي و تکامل او و انديشه هايش.
حمايت از گنجي يک ضرورت تاريخي است. و عدم حمايت از او يک اشتباه تارخي جبران ناپذير! البته حمايت ما يک حمايت مشروط است از خواست های نا مشروط.


